خرید بک لینک
امير خسرو دهلوي

خبرم مپرس از من چو مقابل من آيي که چو در رخ تو بينم ز خودم خبر نباشد

مردمان در من و بيهوشي من حيرانند من در آن کس که تو را بيند و حيران نشود

ساکنان سر کوي تو نباشند به هوش اين زميني ست که از وي همه مجنون خيزد

خواجه عبدالله انصاري

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهي و پر کرد ز دوست

اجزاي وجودم همگي دوست گرفت نامي ست ز من بر من و باقي همه اوست

هاتف اصفهاني

جسمم همه اشک گشت و چشمم بگريست در عشق تو بي جسم همي بايد زيست

از من اثري نماند اين عشق ز چيست چون من همه معشوق شدم عاشق کيست؟!

ناشناس

عشق تو انديشه را سوخت که رسوا شدم ورنه کس از من نبود عاقبت انديش تر

مجيربيلقاني_وفات583

به غمم شاد شوي مي دانم غم دل با تو از آن مي گويم

کشکول شیخ بهائی.

برچسب: بیت های ناب,بیت های ناب حافظ,بیت های ناب عاشقانه,بیت های ناب مولانا,بیت های ناب سعدی,بیت های ناب رپ,بیت های ناب فارسی,بیت های ناب از سعدی,بیت های ناب و زیبا,بیت های ناب معاصر, نویسنده: کارن حیدریان تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 2:31

صفحه بندی