خرید بک لینک

Image result for u202bسعدیu202c

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را

چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را

سروبالای کمان ابرو اگر تیر زند

عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را

دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت

سر من دار که در پای تو ریزم جان را

کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن

تا همه خلق ببینند نگارستان را

همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی

تا دگر عیب نگویند من حیران را

لیکن آن نقش که در روی تو من میبینم

همه را دیده نباشد که ببینند آن را

گفتم آیا که در این درد بخواهم مردن

که محالست که حاصل کنم این درمان را

پنجه با ساعد سیمین نه به عقل افکندم

غایت جهل بود مشت زدن سندان را

سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات

غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را

سر بنه گر سر میدان ارادت داری

ناگزیرست که گویی بود این میدان را

برچسب: سعدي 2015,سعدي الحلي 2014,سعدي الحلي 2015,غزل 268 سعدی,غزل 296 سعدی,سعدي الحلي 2013,روعة سعدي 2013,سعدي الحلي 2000,سعدي الحلي 2001,البوم سعدي 2010 myegy, نویسنده: کارن حیدریان تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 2:30

صفحه بندی