احساس خوشبختی بدون پول
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
به نام خدا چند روزه یک سوال فکرم رو درگیر خودش کرده..چطوری میشه بدون پول احساس خوشبختی کرد؟یا بدون پول خوشبخت بود؟؟اصلا زندگی خوب بدون پول زیاد یا حتی پول مکفی امکان پذیره؟!از آدم هایی که منکر احساس خ
محسنات کرونا...
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
انقدر از کرونا نترسین به جنبه های مثبتش هم نگاه کنینخرید عید نداریم چون جایی نمیریممیوه و آجیل لازم نیست بخریم چون عید دیدنی در کار نیست آلودگی کم میشه چون هیچکس از خونه خارج نمیشهتصادفات کم میشه چون
انسان دردمند
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
هرچه انسانتر باشيم ،زخمها عميقتر خواهند بود !هرچه بيشتر دوست بداريم ؛بيشتر غصه خواهيم داشت ،بيشتر فراق خواهيم کشيد وتنهاییهايمان بيشتر خواهد شد ...!شادیها لحظهای و گذرا هستند ،شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بمانداما رنجها ،داستانش فرق میکند ...تا عمق وجود آدم رخنه میکنند وما هر روز با آنها ز...
خاتم سلیمان
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
فقد کذبَ الموتُ أنتَ الخلود * فذکرکَ باقٍ بقاءَ الوُجود وسرتَ کما سارَ دربَ العُلی * تُقاةٌ ثِقاتٌ شُهودٌ صُمودٌ وحِبُّ القلوبِ صفاءُ الضمیر * ملاذُ الدهورِ وللفخرِ جوُد ونورُ الإله العلیّ القدیر * قت
فال حافظ ٩٨۱٢۰٩
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيستساقي کجاست گو سبب انتظار چيستهر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمارکس را وقوف نيست که انجام کار چيستپيوند عمر بسته به موييست هوش دارغمخوار خويش باش غم روزگار چيستمعني آب
و بهار نزدیک می شود
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
بوی خوش بهار میاد
طاقت تنهایی
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
هر چه در روی تو گویند به زیبایی هستوان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هستسروها دیدم در باغ و تأمل کردمقامتی نیست که چون تو به دلارایی هستای که مانند تو بلبل به سخندانی نیستنتوان گفت که طوطی به شکرخایی
روز پدر مبارک
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
شعری برای زن برادر
-
تاریخ: 1398/10/18 ساعت: 12:06
یکی از روزهای بهمن ماهزاده شد نیک دختری چون ماه!چون ز مادر بزاد و رخ تابیدبنهادند نام او مهشید!بهمن ماه ۱٣٨٨پ ن ۱: اولین دو بیت شعری که با زحمت زیاد سرودم ! پ ن ٢: حیف از هدر رفت اینهمه مهر و محبت به
واژه یلدا در شعر پارسی گویان
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:43
ای جهانداری که گر خورشید عقلت نیستیروز خلق از تیرگی همچون شب یلداستیامیرمعزیچون هوا را تیره گرداند غبار لشکرشروز روشن بر مَعادی چون شب یلدا بودامیرمعزیایزد دادار مهر و کین تو گوییاز شب قدر آفرید و از
فرشته اُنس
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 0:06
در آن سرای که زن نیست، انس و شفقت نیستدر آن وجود که دل مرده، مرده است روانبهیچ مبحث و دیباچهای، قضا ننوشتبرای مرد کمال و برای زن نقصانزن از نخست بود رکن خانهٔ هستیکه ساخت خانهٔ بی پای بست و بی بنیانز
هک سایت کتابخانه های شهرداری اصفهان
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 0:06
سلامچند ماهی ست که آدرس سایت کتابخانه های شهرداری اصفهان دچار مشکل شده.دسترسی به کتاب ها (از لحاظ بررسی موجود یا امانت بودنشان) ناممکن شده.چقدر مسئولانش بی کفایتند که از پس رفع ایراد آن بر نمی آیند.ام
عیب انزوا
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 0:06
انزوا عیبی دارد که مانند معایبِ دیگر آن، به آسانی قابل درک نیست و آن این است: همانطور که اگر آدمی به طور مستمر در خانه بماند، جسمش در برابر تأثیرات بیرون چنان حساس میشود که هر نسیم خنک او را بیمار م
عمر بگذشت
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 0:06
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسیای پسر جام میام ده که به پیری برسیچه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاندشاهبازان طریقت به مقام مگسیدوش در خیل غلامان درش میرفتمگفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسیبا دل خ
بیله دیگ بیله چغندر
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 0:06
روزی بود ، روزگاری بود . در یکی از روزها دو نفر که با هم هیچ دوستی و آشنایی نداشته با یکدیگر همسفر شدند راه بسیار طولانی بود . آنها به هم گفتند برای اینکه راه به نظرمان کوتاه بیاید . بهتر است با هم ح
کتیبه
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 9:26
فتاده تخته سنگ آن سوی تر، انگار کوهی بودو ما اینسو نشسته، خسته انبوهیزن و مرد و جوان و پیرهمه با یکدیگر پیوسته، لیک از پایو با زنجیراگر دل می کشیدت سوی دلخواهیبه سویش میتوانستی خزیدن، لیک تا آنجا
الهی به مستان میخانه ات
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 9:26
الهی به مستان میخانهاتبعقل آفرینان دیوانهاتبه نور دل صبح خیزان عشقز شادی به انده گریزان عشقبه رندان سر مست آگاه دلکه هرگز نرفتند جز راه دلبه اندهپرستان بی پا و سربه شادی فروشان بی شور و شرکزان خوبر
خوابی در هیاهو
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 9:26
آبی بلند را می اندیشم ، و هیاهوی سبز پایین را.ترسان از سایه خویش ، به نی زار آمده ام.تهی بالا را می ترساند ، و خنجر برگ ها به روان فرو می رود.دشمنی کو ، تا مرا از من برکند ؟نفرین به زیست : تپش کور !د
کتاب"کلکسیونر چشم"
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 9:26
عنوان کتاب: کلکسیونر چشمنام نویسنده: سباستین فیتسکمترجم: زهره صبوحی زرافشانانتشارات: تهران شورآفرینموضوع: داستان های آلمانی قرن20 اُمتریلر روانشناختیتعداد صفحات: 423
با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 9:26
با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش استبا دهان خشک مردن بر لب دریا خوش استنیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشقآب دریا در مذاق ماهی دریا خوش استهر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنندچهرهٔ امروز در آیینه