ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را - تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 13:46
ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا راچنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا رامنم ای برق رام تو برای صید و دام توگهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا راچه داند دام بیچاره فریب مرغ آوارهچه داند یوسف مصری غم و درد زلیخا راگریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوشکه من دامم تو صیادی چه پنهان صنعتی یاراچو شهر ...
با گرانجانی تن دل چه تواند کردن - تاریخ: 1401/2/13 ساعت: 1:28
با گرانجانی تن دل چه تواند کردن؟دانه سوخته در گل چه تواند کردن؟خاکساری و تحمل زره داودی استشورش بحر به ساحل چه تواند کردن؟راه خوابیده به فریاد نگردد بیدارپند با عاشق بیدل چه تواند کردن؟سیل از کشور ویرانه تهیدست رودباده با مردم عاقل چه تواند کردن؟سخت رو از دم شمشیر نگرداند رویسخن سرد به سایل چه تواند...
آموزگار - تاریخ: 1401/2/13 ساعت: 1:28
آموزگار اگرچه خداوندگار نیستبعد از خدای، برتر از آموزگار نیستآموزگار خلقت انسان نمیu200fکندکاین نقش جز به عهدۀ حق واگذار نیستسازنده و مهندس اعظم بود خدایآری که جز خدای را این اقتدار نیستلیکن به کار تربیت روح آدمیآموزگار خوب کم از کردگار نیستعرش خدای کرسی تعلیم شد، ولیکاین منزلت نصیب یکی از هزار نیست...
حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر ما - تاریخ: 1401/2/13 ساعت: 1:28
حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر ماگردش چشمی بود بس حلقه زنجیر ماما خراب از آب شمشیر تغافل گشته ایممی توان کردن به گرد دامنی تعمیر مااز عیار نامه ما دردمندان آگهندمی شود در زخم ظاهر جوهر شمشیر ماچون کمان هر چند مشت استخوانی گشته ایممی شود از جوشن گردون ترازو تیر مادل ز بیم غمزه از زلفش نمی آید برونبیش...
قبله محراب - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 4:00
خم ابروی کجت قبله محراب من استتاب گیسوی تو خود، راز تب و تاب من استاهل دل را به نیایش، اگر آدابی هستیاد دیدار رُخ و موی تو، آداب من استآنچه دیدم ز حریفان همه هشیاری بوددر صف میu200fزده بیداری من، خواب من استدر یَم علم و عمل، مدعیان غوطه ورندمستی و بیهشی می زده گرداب من استهر کسی از گنهش، پوزش و بخشش...
هم سطر هم سپید - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 4:00
صبح است.گنجشک محضمی خواند.پاییز، روی وحدت دیواراوراق می شود.رفتار آفتاب مفرح حجم فساد رااز خواب می پراند:یک سیبدر فرصت مشبک زنبیلمی پوسد.حسی شبیه غربت اشیااز روی پلک می گذرد.بین درخت و ثانیه سبزتکرار لاجوردبا حسرت کلام می آمیزد.اماای حرمت سپیدی کاغذ !نبض حروف مادر غیبت مرکب مشاق می زند.در ذهن حال ، ...
اهمیت علم و دانش - تاریخ: 1399/8/1 ساعت: 20:16
قالَ عليه السلام: مَنْ أکْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَةِ في نَفْسِهِ، وَکانَتْ لَهُ وَلايَةٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إفا
امام رضا (ع) - تاریخ: 1399/8/1 ساعت: 20:16
مثل نسیم صبح و سحرگاه میرودهرکس میان صحن حرم راه میروداز هرچه غصه دارد و غم میشود رهاهر سائلی که خدمت این شاه میرودوقتی فرشتههای حرم بال میزننداز سینههای شعلهزده آه میروداینجا بهشت روی زمین ف
با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست - تاریخ: 1399/8/1 ساعت: 20:16
با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست دستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیستترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشدترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیستمرد گستاخی نیم تا جان در آغوشت کشمبوسه بر پایت دهم چون دست بالای
زبان خوش مار را از سوراخ بیرون آورد - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
زبان خوش مار را از سوراخ بیرون آورد: این مثل در سفارش یا ستایش نرم گویی است. در این باره در ادب پارسی سخن فراوان است:درشتی زکس نشنود نرم گویسخن تا توانی به آزرم گوی که تندی و تیزی نیاید به کار به نرم
در دروازه را میشه بست دهن مردم را نمیشه بست - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
در دروازه را می توان بست در دهان(زبان) مردم را نمیتوان : در قابوس نامه آمده است :>(ص ٨۵).دهانِ دشمن و گفتِ حسود نتوان بست رضای دوست به دست آر و دیگران بگذارسعدیبه عذرِ توبه توان رستن از عذاب خدایولیک
سه ضرب المثل دیگر - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
این منم طاووس عِلّیین شده:این مثل در اشاره به، و نکوهش است از کسی که خودنمایی می کند و به خودش یا چیزی که دارد، می بالد، به کار می رود، به ویژه هنگامی که این جلوه فروشی از سویِ نودولتان و تازه به دورا
به ریش خود می خندد - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
به ریش خود می خندد: این سخن را نکوهش ، و گاه دشنام ،درباره کسی گویند که دیگری را ریشخند کند یا پشت سر کسی بدگویی و بی حرمتی روا دارد. گویند که ابلهی شیطان را در خواب دید ریش او را محکم گرفت و چند سی
غزل روز...سحر ز هاتف غیبم رسید مژده بگوش - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوشکه دور شاه شجاع است می دلیر بنوششد آن که اهل نظر بر کناره میرفتندهزار گونه سخن در دهان و لب خاموشبه صوت چنگ بگوییم آن حکایتهاکه از نهفتن آن دیگ سینه میزد جوششراب خان
آسیا باش درشت بستان نرم بده - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
آسیا باش درشت بستان نرم بده:آسیا دانه درشت را نرم میکند. این سخن در سفارش نرم رفتاری و نیکویی کردن با دیگران است، هر چند که از آن ها درشتی و بدی برسد. این مثل بیشتر در تعبیرهای صوفیان آمده است:>( اسر
این همه چریدی کو دنبه ات؟ - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
این همه چریدی کو دنبه ات ؟این سخن را برای ریشخند کردن و خرده گرفتن برکسی که ستایش بیجا از خود کند، میگویند. یک روز که ناصرالدین شاه برای گردش به باغِ دوشان تپه رفته بود و گروهی از بزرگان دربار نزدش بو
با بزرگان پیوند کرده است - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
با بزرگان پیوند کرده است :این مثل را درباره کسی گویند که با نزدیک شدن یا وابسته کردن خود به بزرگان خود را گم کرده باشد و به دیگران فخر فروشی کند. گویند روباهی که خود را به دم شتری آویخته بود می رفت.
بار کج به منزل نمیرسد - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
بار کج به منزل نمیرسد:این مثل در سفارش به درستکاری و زنهار دادن از فرجام نیرنگ و تبهکاری است. در قدیم وسایل خودرو (اتومبیل) ساخته نشده بود ،برای بردن بار از چارپا، مانند اسب و استر و شتر استفاده می
چاه کن همیشه ته چاه است - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 0:46
چاه کن همیشه ته (تک) چاه است: این مثل میگوید که کسی که در راه مردم چاه می کند، یعنی با نیرنگ و بد دلی، زمینه شکست و پریشانی و بدبختی آن هارا فراهم میسازد، خودش همیشه ته چاه یعنی گرفتار نگون بختی اس
حاصل عمر - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 16:08
بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیدهامهمچو نسیم از این چمن پای برون کشیدهامشمع طرب ز بخت ما آتش خانهسوز شدگشت بلای جان من عشق به جان خریدهامحاصل دور زندگی صحبت آشنا بودتا تو ز من بریدهای من ز جهان ب